خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام قالب صحیفه
خانه / مقالات / آرامش / محدودیت های تلخ و شیرین
محدودیت های تلخ و شیرین

محدودیت های تلخ و شیرین

سلام امیدوارم همیشه رو به اوج باشی.
این مقاله درمورد محدودیت هاست که به درخواست یکی از کاربران است و امیدوارم مفید واقع شه براتون.

احتمالا هیچ کس دوست نداره تو محدودیت باشه و همه همیشه دوست دارن که آزاد و رها باشن و هر کاری دلشون خواست انجام بدن . اما گاهی همیشه آزاد بودن ممکنه خطرناک باشه ، مثل گفتن حرفی که از روی خشم و عصبانیت باشه و طرف مقابل رو تحریک کنه که با تو درگیر شه یا مثلا حریم شخصی افراد یا دست گذاشتن رو نقطه ضعفه اونا ، تو ابعاد بزرگتر مثلا یه پادشاه وارد قلمرو کسی میشه و جنگ رخ میده. پس گاهی محدودیت تعادل رو برقرار میکنه و از خطرات جلوگیری میکنه .
محدودیت باید درک بشه ، اینکه چرا محدود هستی و اگه محدود نباشی چی میشه ، ضمن اینکه از آینده خبر نداری .

 

 

گاهی پدر و مادر برات محدودیت قائل میشن و ممکنه بگن حق نداری فلان جا بری بخاطر اینکه اونجا افراد خوبی نداره خب تو ذوقت میخوره چون دوست داری که بری . پدر و مادرت چون از تو بزرگترن احتمالا تجربیات بیشتری دارن و ممکنه جاهایی رفته باشن و یه سری اتفاقات افتاده باشه براشون و نمیخوان اون اتفاقات برای تو بی افته ممکنه اونا این اتفاقات رو برات تعریف نکنن چون ممکنه تو روحیت تاثیر بذاره و همینطور خودشون هم دوست نداشته باشن که این خاطرات براشون تکرار شه .
پس بهتره بعضی جاها اون شرایط و افراد اون مکان رو بسنجی و از وقوع اتفاقات بد جلوگیری کنی .

ممکنه بگی اون جایی که میرم دوستان هستن ولی حتی بفکرت هم نرسه که تو فکر اونا چی میگذره ولی من بهت میگم دوست خوب اونیه که تو رو درک کنه و خودش بهت بگه اینجور جاها نرو چون جو و فضای خوبی نداره ، حاضره ضرر رو متحمل شه ولی آسیبی به تو نرسه ، چون نمیخواد مثل کسایی که از دوست ضربه خوردن یا ازشون سو استفاده شده یا دچار درگیری های شخصی و خانوادگی شدن بشی . تو محدود شدی اما سالم و سلامتی …

 

محدودیت های تلخ و شیرین

 

اگه فقط بخاطر خوش گذرونیه میتونی با فامیلا باشی یا حداقل با کسایی که مورد تأیید پدر مادرن ، شاید زیاد بهت خوش نگذره اما حداقل مشکل یا اتفاقی نیافتاده و تعادل همچنان برقراره .

تو اصلا میتونی با خودت خوش بگذرونی ، بری پارک ، سینما ، رستوران ، سفر ، آهنگ گوش بدی ، فیلم ببینی ، کتابخونه بری و…. .

به دورو برت نگاه کن ببین چه وسایلی هست تلوزیون ، کامپیوتر ، گوشی و… میتونی با اینا سرگرم شی ، ببین مجذوب چی میشی ، تو میتونی با ابزار های که دورو هستن سرگرم شی حتی میتونی مخترع شی یا میتونی دنبال کسب و کار شی و مدام درحال تحقیق و پیشرفت باشی و سرت شلوغ شه ، یه تیم یه نفره
اینجوری اگه دوستاتم بگن بیا بیرون نمیری پیششون .

نمیدونم تو با دوستات راحتی یا فامیلا اما ممکنه تو با فامیلاتون راحت تر باشی و پدر و مادر بگن حتی با فامیلا هم صحبت نکن ، شاید چون پدر مادرت با اونا راحت نیستن یا شاید خصومت دارن یا شاید کلا از اونا خوششون نمیاد و به تو بگن با اونا حرف نزن که البته منطقی نیست یا مثلا یه کاری کرده باشن یا کلا افراد خوبی نباشن.
تا حدی ممکنه نا مشخص باشه .

اگه اونا واقعا افراد نا مناسبی برای معاشرت باشن طبیعتا حق با پدر و مادره و پیشنهاد نمیشه ، چون اگه بخوای با اونا معاشرت کنی معلوم نیست بعدش چی میشه ، یا اینکه ثابت کنی وقتی با اونایی کار بدی انجام نمیدی و سر موقع بر میگردی ، چون زیاد موندن پیش اونا ممکنه افکار خانوادت رو منفی کنه .

قبول دارم که وقتی با بعضی از فامیلا هستی دوست داری باهاشون حرف بزنی و بیرون بری و وقتی پدر و مادر اینو ازت منع میکنن ضد حاله برات ، اگه بخوای خودتو راضی کنی که پدر و مادر به فکر تو هستن و نمیخوان که برات اتفاقی بیافته به این فکر کن که اونا غریبه ان و اصلا اونا رو نمیشناسی و هر فکر و حسی که داری رو انکار کن یا به این فکر کن که اگر با اونا باشی اتفاق بدی برات میافته و هرگز نباید پیش اونا باشی .
میتونی خودتو مشغول نشون بدی ، وقتی مهمونی میری یا مهمون میاد مثلا دفتر کتاب پیشت باشه یا بری تو یه اتاق دیگه و وانمود کنی که سرت شلوغه و نمیتونی زیاد تو جمع باشی یا با گوشیت حرف بزنی یا مثلا وقتی بیرونی بهانه جور کنی که باید سریع برگردی یا هماهنگ کنی بهت زنگ بزنن که بری خونه یا جای دیگه ، مهم اینه ازونجا دور شی ، ولی حواست باشه هول نباشی طبیعی و اعتماد به نفس باشی .

یه روش برای اینکه بتونی تفکر پدر و مادرت رو عوض کنی از محدودیت در بیای و روابط رو بهبود بدی اینه که با اون فامیلاتون که از معاشرت باهاشون منع شدی کاری انجام بدید که هم پدر و مادر خودشون هم پدر مادر تو نظرشون عوض شه .
مثلا تو با اونا یه کارای فرهنگی انجام بدید یا یه کارای خوبی که به فکر پدر مادرت نرسه ، یه نقشه بکشین یا مثلا به جایی دعوتشون کنید از تغییراتتون و کارای خوبی که انجام میدین برای پدر و مادراتون بگین و همینطور مدام با مشارکت همدیگه کار های واقدامات خوب انجام بدین تا پدر و مادراتون اون کارایی که انجام دادن و محدودیت قائل شدن بخاطرش رو فراموش کنن.
با این روش هم محدودیت ها رفع شده هم روابط فامیلی بهبود پیدا کرده و باعث روحیه بهتر میشه .

 

محدودیت های تلخ و شیرین

 

وقتی یه نفر کسی رو محدود میکنه یا از چیزی منعش میکنه باید توجه داشته باشه که این محدودیت با اون چیکار میکنه ، ممکنه این محدودیت اخلاقش رو عوض کنه یا تغییری تو رفتار هاش بوجود بیاد و این طبیعیه چون یه سری کارایی که قبلا انجام میداده رو دیگه انجام نمیده ، یا باید بهش گفت خودتو بذار جای اون و این محدودیت ها رو برای خودت قائل شو تا شرایط اونو بهتر درک کنی . اون فردی که کسی رو محدود میکنه بایست با یه کار های دیگه انجام بده یا یه سری سرگرمی های دیگه ایجاد کنه که جای این محدودیت هارو پر کنه و فرد محدود شده محدودیت و منع شدن رو حس نکنه یا نسبت به اقتضای سنش یه سری اقدامات لازم رو انجام بده و از خود اون فرد هم نظر بخواد در ازای این محدودیت چی میخواد یا چه سرگرمی های دیگه نیاز داره و قانعش کنه که محدودیت ها به نفع و براش مفید هست .
اگر کسی هستی که محدودیت برای فردی گذاشتی و محدودیت بی هدف بی دلیل و صرفا یه تفکر شخصیه و موجب زدگی شده بهتره برداشته شه
از خودت سوال کن دوست داری تو محدودیت باشی ؟!
اگر کسی رو محدود کنی اون به چی تبدیل میشه ؟
ممکنه خیلی عوض بشه و در مقابل تو بایسته .
به حیوانات و پرنده های داخل قفس نگاه کن اونا فقط آب و غذا دارن …
کی دوست داره تو قفس باشه ؟
طبیعتشون اینه که تو جنگل باشن و وقتی اونا رو تو قفس نگه داری یعنی طبیعتشون رو ازشون گرفتی .
هر کسی به اقتضای سنش باید یه کارایی که دوست داره رو انجام بده تا خالی شه .
اگه ما محدود شیم و از طبیعت خودمون دور شیم و محدود شیم و بعضی کارایی که دوست داریم رو انجام ندیم منجر به فشار روانی میشه و ممکنه همین باعث تغییر رفتار و خشم و عصبانیت بشه . پس محدودیت تا حدودی خطرناکه .

 

محدودیت های تلخ و شیرین

 

شاید با اعمال محدودیت ها احساس کنی دیگه مثل قبل نیستی ممکنه خسته تر و بی انگیزه تر شی ولی تو هنوز خیلی ابزار های دیگه ای داری میشه باهاش سرگرم شد مثل تفکر .
تو محدودیت سعی کن آرامش داشته باشی و اینکه به چی میخوای فکر کنی ، از فکرت برای سرگرمی استفاده کنی یا برای تغییر زندگیت .
تو باید بتونی محدودیت ها رو انکار کنی انگار محدودیت نداری و از فکرت برای شیوه بهتر زندگی و روحیه و هدف استفاده کنی . تعیین هدف و استفاده از فکرت برای رسیدن به اون میتونه محدودیت هارو محو ، زندگی بهتر و حتی سرت رو شلوغ کنه .
نباید چند تا محدودیت مانع پیشرفت تو بشن ، به اون جوونه گیاه نگاه کن که حتی با اینکه جاده آسفالت شده رشد کرده و سبز شده تو هم باید با وجود محدودیت رشد و پیشرفت کنی ، وقتی پیشرفت کنی محدودیت ها رفع و خانوادت هم افکارشون عوض میشه .
این جمله رو همیشه و با تاکید از طرف من به خودت بگو
شاید تو محدود باشی اما فکرت محدود نیست …

محدودیت های تلخ و شیرین

محدودیت های تلخ و شیرین
امتیاز شما به این مقاله

درباره ی تحول دوباره

مطلب پیشنهادی

درک کن داریم کمکت میکنیم

درک کن داریم کمکت میکنیم

سلام امیدوارم تو زندگیت موفق باشی همیشه . احتمالا تو هم زندگی پر مشغله و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *